مرتضی

یاد داشتهای روزانه

مرتضی

یاد داشتهای روزانه

یک روز مانده به عید ٬ امروز جمعه است

امروز حالم بهتر شده یعنی نسبت به دیروز بهتر بودم حال مادرم هم خوب نیست به هر حال به غیر از دعا و رعایت حالش کاری نمی تونم انجام بدم این نامه نگاری های پیشنهادات انجام شه و کار و ادامه تحصیلم درست شه فکر کنم از نظر روحی خیلی کمک می کنه تا روحیه پیدا کنه و رو به بهبود بره . 

 امروز هم احساس کردم یکی داشت تعقیبم میکرد و احساس کردم طوری حرکت میکرد که من حتما اینو بدونم و چند روز هم یکی از غاریان قران هم خیلی نزدیک من حرکت کرد و رد شد و همین طور یکی از این هم پایگاهی های زمان جنگ که معمولا اعتنایی نمی کرد  بوقی زد و خواست مثلا برسونه من هم تشکر کردم و راه خودم رو گرفتم و اومدم ! به هر حال من به اینها توجه نمی کنم ! و سرم به کار خودم هست!  

در مورد ازدواج هم ؛ منتظر ازدواج اون دختر هستم و یا اینکه خانوده اش اجازه بدهند ما حرفمان را بزنیم و مطمئنا تا زمانی که وضعیت ادامه تحصیلم مشخص نشود و همین طور اشتغالم درست نشود و منافع مادی و معنوی پیشنهادات داده نشود در زمینه ازدباج هم من کاری نمی تونم انجام بدم ! یعنی ازدواج فرمایشی رو من نمی تونم زیر بارش برم چون خلاف شرع است! اصولیش هم باید مقدماتش فراهم بشه!

تلویزیون هم غروب یه برنامه در مورد علامه جعفری پخش میکرد که بخش اخری شو فقط رسیدم و دیدم به یاد روزهای دانشکده فنی و جلسات ایشون افتادم و همین طور سایر جاهایی که من معمولا اگر جلسه داشتند می رفتم  و حیف که ماها معمولا وقتی اینهارو از دست دادیم به فکر گرامیداشت اینها می افتیم و تا هستند واقعا آنچنان که باید ازشون استفاده نمیشه !  به هر حال تعدادی از سی دی های این استاد را گرفته ام و هر از چند گاهی گوش میدم !  و من همیشه فکر میکنم هستند و وقتی سخنرانی شون رو گوش میدم فکر کنم که انگار همین چند ساعت قبل ضبط شده ! ولی باید واقعیت رو پذیرفت که استاد سخنرانی جدیدی در این چند سال اخیر نداشته اند !

این شهرستان بودن یه عیبش همینه که نمیشه از این جلسات تهران یا قم استفاده کرد ایکاش حال مادرم خوب شه تا دوباره بتونم به این جلسات بیشتر برم  

این زنجان هم که کسی نیست پیگیری کنه تا این شخصیت ها بیان و سخنرانی مستمر داشته باشند  واقعا فکر میکنم این افراد استقبال کنند  این علمایی که من می شناسم منتظر هستند که کسی بیاد اینها رو دعوت کنند اما متاسفانه این جبهه گیری های مختلف  و باندبازی های کاذب مانع بزرگی در مقابل رفت و امد اشخاص اهل فکر و دانشمند به این شهر است. 

واقعا اگر کسی به فعال کردن حوزه و دانشگاه ها در این استان کمک کند کار بنیادی و اساسی در زمینه رونق گرفتن محافل سخنرانی و دوره های مختلف در این شهر کرده است. یعنی اگر طرح های جامع دانشگاه ها دراین استان اجرایی شود و همین طور این شهرک دانشگاهی ایجادش سرعت بگیرد و این مدارس مخروبه و مساجد قدیمی که زمانی هر یک بخشی از یک حوزه علمی پرشوری بوده است احیا شوند ٬ بخش اعظمی از کار انجام شده است .  

به هر حال با حال بد به نماز جمعه هم رفتم و متاسفانه این نماز جمعه زنجان کم کم داره استراحت گاه پیر و پاتالها میشه و واقعا باید یک فکری به حال فعال سازی نماز جمعه بشه و از این سخنرانی های قبل از خطبه ها و خود خطبه ها به خوبی استفاده شود. البته من قبلا  مطالبی رو به یکی از امامان جمعه موقت نوشتم و دادم اما مثل اینکه خبری نشد!  

به هر حال دارم در این مورد هم یک کاری رو انجام میدم تا بینیم چی از توش در میاد  

فردا هم می خوام آخرین پست سال ۸۸ رو بنویسم و تا ببینیم در سال آینده یار کرا خواهد و میلش به که باشد!

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد