کبوتر
ای کـاش کـبوتر حریمـت باشم
یا هم نفس صبح و نسیمت باشم
از چشـم دلم بیا و بردار حـجاب
تا زائر چشـمان رحیمـت باشـم
****
موجهای پریشان
چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند
****
یا اما رضا
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی
من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی
قربون صفات برم، از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی
دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی
این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه
دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب
من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم
دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو واکنی
دوست دارم از حالا تا صبح محشر
همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی
ببار از دیدگانم نم نم ای اشک
نشین بر شوره زارم کم کم ای اشک
چو اسماعیل زن پایی که جوشد
زخاکستان قلبم زمزم ای اشک
*****
لاجرم آن شاهد بالا و پست
با کمال دلربایی در الست
جلوه اش گرمی و بازاری نداشت
یوسف حسنش خریداری نداشت
ماسوی ایینه آن رو شدند
مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خویش در آیینه دید
روی زیبا دید و عشق آمد پدید
*****
آن که از پیشش سلام آورده ای
وآنکه از نزدش پیام آورده ای
بی حجاب اینک هم آغوش من است
بی تو رازش جمله در گوش من است
« ما رأیت الا جمیلا ؛ هولاء قوم کتب الله علیهم القتل فبرزوا الی مضاجعهم»
جز زیبایی چیزی نمیبینم ؛ زیرا خداوند از ازل آنان را مشتاق شهادت آفرید و اکنون به جایگاه رفیع ازلی خود باز گشتند .
ما زهر عیبی منزه آمدیم
از ازل مشتاق این ره امدیم
اول ما فیض رب العالمین
آخر ما با شهادت شد عجین
این شهادت جمله زیبایی بود
بهر ظالم ننگ روسوایی بود
*****
عاشقان چون قصد رفتن می کنند
خلعت خون زینت تن میکنند
ما از آن شادیم که شاد از ما خداست
از حسین و کشتگان ما رضاست
*****
روز اربعین درراه است و یکی از نشانه های مومن خواندن زیارت اربعین است و این شهر ما هم که پایتخت شور و شعور حسینی است . یعنی شهر زنجان است و کوی عاشقان ابی عبدالله الحسین (ع) و عباس ابن علی (ع) و زینب (س) .
روز جمعه طبق سالهای قبل صبح اربعین دسته عظیم عزاداری حسینیه اعظم زنجان و بعد از ظهر دسته بزرگ زینبیه اعظم زنجان در شهر زنجان حرکت خودر ا به سمت آستان مبارک امام زاده حضرت سید ابراهیم (ع) آغاز خواهند کرد . از کلیه ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت در سراسر کشور دعوت می گردد در اینروز به جمع محبان اهل بیت (ع) در زنجان به پیوندند. و بار دیگر تجدید بیعتی دوباره با شهدای کربلای در کربلای دوم یعنی پایتخت شور و شعور حسینی یعنی شهر زنجان با حضرت امام حسین (ع) و یارانش بنمایند !
در این روز هر جا هستید التماس دعای ویژه دارم !
السلام علیک یا اباعبدالله و علی ارواح التی حلت به فنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار و لا جعله الله الاخر عهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
الهم ارزقنی زیارت الحسین (ع)
الهم ارزقنی شفاعت الحسین (ع)
الهم ارزقنی زیارت المهدی (ع)
الهم ارزقنی حج بیتک الحرام
آبرویم از در این خانه است
دلخوشم من چون گدای این درم
هم گدای فاطمه هم حیدرم
سوی این در هست دائم دست من
نیست حاجت بر سرای دیگرم
آبرویم از در این خانه است
زین سبب از خلق عالم برترم
تا که آید نام زیبای حسین (ع)
اشک آید از دو چشمان ترم
روضههایش چون به گوشم میرسد
میزند بر سینه و دل آذرم
کاش میشد کربلا باشم شبی
تا به بر گیرم مزار دلبرم
یاد دارم کودکی بودم ولی
شور عشقی بود دائم در سرم
تا که ایام محرم میرسید
مینمودم رخت ماتم در برم
یاد دارم مانده در گوشم هنوز
گریههای بیصدای مادرم
اینچنین میگفت با صد شور و شین
«من فدای کام عطشان حسین (ع)»
شعر از حامد کاظمی
راستشو بخوایین من هیچ وقت مظلومیت اهل بیت رو مثل این چند روز اخیر درک نکرده بودم و راست می گویند اول مظلوم عالم علی (ع) است نمی دونم شاید بگم اصلا تو این نسل پیامبران و بعد از اون ائمه و صالحان کلا یک نوع مظلومیتی وجود داره و اون هم اینه که اصلا این نوع آدم ها درک نمی شدند توسط جامعه ای که تو اون بودند خیلی ادمهایی که اونها رو بفهمند نادر بوده اند و به همین خاطر بعد از پیامبر که عالم ترین؛ِ با تقوا ترین ؛ قوی ترین و در یک کلام همه خوبی های عالم در علی (ع) جمع بود و ببینی که جایگاهت غصب می شود ؛ به زنت توهین می شود ؛ خانه ات مورد هجوم واقع می شود ؛ خانه نشین می شوی ؛ و همین طور این روند ادامه می باید تا برسی به کربلا یه عده جمع می شند و باز همان داستان تکرار می شود اما فجیع تر !
واقعا اینها چه نوع مسلمانی بوده اند ! اصلا فکر نکنم در عصر جاهلی هم عربها در جنگ با هم از این کارها میکرده اند ! به نام اسلام و خدا و خلیفه مسلمین آن کارها را کردند و بهترین مخلوقات عالم را دوره کردند و و هیچ نشانه ای از ایمان و اسلام انگار در حضرت امام حسین (ع) و یارانش ندیدند ! و هی این روند ادامه داشته است و امروز هم واقعا مظلوم تر از حضرت ولی عصر (ع) کسی هست ؟! کیا طرفدار ایشون هستند؟ کیا قاری قرآنش هستند؟ کیا سربازش هستند؟ کیا ادعای جایگاهش رو ندارند! و وقتی فکر میکنی می بینی که چرا در غیبت هستند؟ برای کیا بیان؟ برای کدام اهل ایمان؟
من که نمی گم هیچ اهل ایمانی نمی بینم ! شاید به خاطر اینست که خودم خیلی ایمانم قوی نیست و به همین خاطر ایمانهای قوی با ایمانهای قوی همراه هستند و اونها رو فقط اینگونه ادم ها می شناسند ! ولی امان از زمانی که جهل و سربازانش انسان رو احاطه کنند . و دریدن پرده این جهل کار هر کس نیست ! خونی همچون خون حسین (ع) علمی همچون علی (ع) و در یک کلام روشی همچون ائمه نیاز است تا پرده های جهل ارام آرام کنار زده شود و چهره حقیقت خود را نشان دهد.
من خودم فقط تو این مسائلی که برای من بعضی ها بوجود آوردند خیلی مظلومیت اینها براییم ملموس شد من که نه علمم و نه تقوایم و نه صبرم و نه خداخواهییم و نه .....اصلا قابل مقایسه نیست .........و بعضی ها چنان در تخریب من مسابقه گذاشته بودند که انگار من بدترین بدترین ها هستم حرف مرا باور نمی کردند و شاید هم الان هم برخی باور نمی کنند حقیقت در غبار ابرهای دروغ و تهمت و تخریب گم شده بود و نمی دانم شاید الان هم برخی همان دروغ ها را حقیقت می پندارند. و ایمان و آکاهی و صبر و عمل و خدا باوری و....نیاز رفتن در این گونه میدانها است و خدا ایکاش انسان را سخت امتحان نکند ! در امتحان های سخت دست آدم رو بگیرد ! و اصلا ایکاش خدا سهولت در زندگی و گشایش را نصیب همه کند
خدایا آرامش ؛ارامش ؛ ارامش
خدایا علم ؛ علم ؛ علم
خدایا ایمان ایمان ؛ ایمان
خدایا صبر ؛صبر ؛ صبر
خدایا محبت ؛ محبت ؛ محبت
خدایا بخشش ؛ بخشش ؛ بخشش
تو در بین مایی و ما غافلیم
به قدر و به شأن شما جاهلیم
شب رحمت و ارزو و امید
کرم کن عطا کن که ما سائلیم
شاعر: ناشناس
*****
دلا غافل زسبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک
تو قدر خود نمیدانی چه حاصل
*****
خوشا آنانکه الله یارشان بی
به حمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم درنمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
باباطاهر
حتما شنیده اید که قرار است عزادارن استان زنجان که عزاداری شان در قالب دسته های عزاداری مسجد حسینیه اعظم و مسجد زینبیه اعظم و مسجد احمدیه و ......زبانزد خاص و عام هستند در روز اربعین در حضور مقام ولایت فقیه و رهبری به عزاداری به پردازند این را از این جا می نویسم که چند روز است اطلاعیه ای را در ورودی برخی مساجد زنجان میبینم که قرار است زنجانی ها یعنی همان ساکنان پایتخت شور و شعور حسینی در تهران در حضور مقام ولایت فقیه و رهبری در روز اربعین عزداری کنند و این خبر خیلی خوبی است و ایکاش تمام هیات های عزاداری در کشور زنجانی ها را همراهی کنند مخصوصا هیاتهای تهران که اجتماعی مثل زنجانی ها ندارند و در روز اربعین از میدانهای سطح شهر و مخصوصا میدان های نزدیک بیت رهبری به سمت حسینیه امام خمینی حرکت کنند و به دریای عزاداران زنجانی به پیوندند و این سنت حسنه باقی باشد تا سالهای اینده نیز این حرکت پر شور تر انجام شود شایسته است که کلیه عزاداران هیات های عزاداری در سراسر کشور با حرکت به سمت تهران به جمع زنجانی ها بپیوندند تا این حرکت مقدمه ای برای راهپیمایی بزرگ بیست و دو بهمن باشد و از طرف دیگربه حریم شکنی های روز عاشورا پاسخ در خور از طرف حسینیان سراسر کشور نیز داده شود
البته سعی میکنم خودم هم بیام ولی اگر در هر صورت نشد بیام برای ما هم اونجا دعا کنید !التماس دعای ویژه دارم !
یکی از چیزهایی که منو بیشتر به فکر فرو میبره و تو خلوتهای خودم همیشه باهاش کلنجار میرم این تعلیم و تربیت در دوره کودکی است یعنی تو کشورما بوده که نوابغ بزرگی برخواسته اند و این کشور بزرگ بدون پشتوانه تربیتی به ویژه در دوران کودکی امکان تحویل چنین بزرگانی رو نداشته است و وقتی در این وبلاگ در زمینه نحوه ارایه مطالب به بچه ها مطالبی رو خوندم بهتر دیدم که این مورد توضیحی بدهم
تربیت در دوران کودکی بیشتر آینده محور است یعنی طوری برنامه ها طراحی و اجرا میشود که آینده آثار آن قابل مشاهده باشد و در عین حال با اقتضائات دوران کودکی قابل جمع باشد بیشترین علاقه کودک در سنین پایین سرگرمی و خنده و بازی است و از این نظر مربیان به دنبال استفاده از این نقطه قوت در کودکان هستند تا آنها مطالبی را به ضمیر ناخود آگاه کودک منتقل کنند تا در آینده وقتی خودشان در جریان کاری که مرتبط با این نوع اطلاعات هست قرار میگیرند در آن موارد کمی تامل کنند
البته وقتی این تعالیم در سطح جامعه حالت تاییدی داشته باشد امکان تکرار آن در اینده زیاد است و چنانچه اطلاعات ارایه شده در سطح جامعه در طول زمان مکرر رد شود و یا متناقض مشاهده شود امکان عدم ادامه مفاهیم و رفتارهای ناشی از ان افزایش می یابد
به خاطر همین است که با همه تاکیدات متون درسی درزمینه حفظ محیط زیست از دوران ابتدایی تا دبیرستان که به دانش اموزان گفته می شود اما کمتر مورد توجه فارغ التحصیلان قرار میگیرد چرا که در سطح جامعه مخصوصا اولیا و مدیران و مجریان؛ نقض قوانین خیلی محسوس است!
نگاه کنید به مراسم چهار شنبه سوری رو که همه دست به دست هم میدهند تا نصف روز رو آتش بازی کنند و تلاش می کنند سوزاندن بقایای گیاهی رو به عناوین مختلف مشروع جلوه دهند ویا روز سیزده بدر را ببینید که همه در یک روز به طبیعت هجوم میبرند و هر چه بدست شان میرسد اعم از درخت و بوته های چند ساله را قطع میکنند و اتش می زنند !
حالا فکر میکنید کودکان ما در آینده توان اثر گذاری مثبت در زمینه حفظ محیط زیست رو خواهند داشت ؟
البته دنیای کودکان با تمام سادگی های ظاهری پیچیدگی های خاص خود را نیز همراه دارد و هنوز تحقیقات زیادی نیاز است تا فرایند واقعی یادگیری در کودکان کشف شود چون کلید بسیاری از سوالات در فهم بشر به این دوران برمی گردد و از همه مهمتر سوالات صریح و جدیدی است که کودکان مطرح میکنند به طوری که پدران و مادران این کودکان اغلب از پاسخ دادن به این سوالات عاجز هستند و در عین حال متعجب هستند که این سوالات از کجا به ذهنشان می رسد !
احتمالا در برخی رسانه ها وضعیت اینترنت را در سال ۲۰۰۹ دیده اید من هم ترجمه اون رو در این وبلاگ دیدم می خواهم این اعداد و ارقام رو کمی به نقد بنشینم و اینکه ایا این اعداد و ارقام می تواند واقعی باشد؟و از نظر روش شناسی به این اعداد و ارقام می شود اعتماد کرد؟
من چند نمونه را ذکر میکنم
تعداد ایمیلهای ارسال شده در سال ۹۰ تریلیون ذکر شده است سوال اصلی اینجاست ؛ چگونه فردی می داند که در چه سایتی امکان ارسال ایمیل هست یا نه ؟ و همین طور تعداد ایمیلهای ارسالی هر فرد در هر سایت چگونه قابل احصاء هست؟
مگر اینکه بگوییم مرکزی ثابت وجودد دارد که تمام سایتها رو بررسی می کند و به تمام مکاتبات افراد دسترسی دارد آن هم با این رشد فزاینده که عملا این نوع تحقیق را که نیاز به سرشماری دارد امکان ناپذیر میکند! حالا معیار این عدد چیست؟
و همین سوالات در زمینه سایر اعداد و ارقام مرتبط با ایمیل قابل طرح است و مهمتر از همه ارایه عدد و رقم ایمیلهای اسپم است .همه می دانیم اگر اسپم ایمیلی باشد که بدون هدف و باقصد تبلیغ و یا تخریب به صندوق پستی شخصی ارسال می شود و در جاهای مختلف هر صندوق پستی جای میگیرند . حالا چگونه محقق مورد نظر این فرق را قایل شده است که کدام ایمیل اسپم است یا نه ؟
مورد دیگر در این اعداد و ارقام تعداد کابران اینترنت است که ۷۳ /۱بیلیون نفر اعلام شده است معلوم نیست منظور از کاربر چیست ؟ مثلا اگر فردی به اینترنت وصل می شود با هر هدفی این فرد کاربر محسوب می شود ؟ کسی که فقط بلد است به یاهو مسنجر وصل شود و فقط در فضاهای چت روم ها وقت خود را تلف میکند یک کاربر اینترنت است؟ معیار کاربر اینترنت بودن چیست؟
البته چند چیز در این آمار قابل توجه هست
-توجه بیش از پیش به استفاده از عکس و فیلم متحرک در این رسانه چند وجهی است. به طوری که هر چه بیشتر جلو می رویم عکس و فیلم متحرک نقش پر رنگتری را به خود اختصاص می دهد
-و همین طور بیشترین سایتهایی که از چند عنصر در وبسایتهایشان نظیر عکس و فیلم و متن و ...بیشتر استفاده کرده اند در کشورهای توسعه یافته واقع شده اند و این شاخص خوبی است که بدانیم سرمایه گذاری اصلی و همین طور سود اصلی را در اینترنت چه کسانی به خود اختصاص می دهند.
و همین طور اینترنت رسانه ای است که زنان می توانند حضور پر رنگتری داشته باشند چرا که در این فضا به نظر میرسد از امنیت بیشتری برخوردار هستند و یا به عبارت دیگر بهتر می توانند فضا را کنترل کنند. و نقش خود را بهتر تعریف کنند!
امروز را هم با رفتن به امام زاده سید ابراهیم (ع) و حسینه اعظم شروع کردم و الان هم که می خواهم بروم به استانداری برای پیگیری نامه ها ی پیشنهادات ارایه شده که تا کنون جواب داده نشده است البته چهار شنبه رفتم پیش آقای خداوردی در معاونت برنامه ریزی گفتند که آقای فروزانمهر امضاء نکرده اند و رفتم پیش ایشان و ایشان هم داشتند به جلسه ای می رفتند و همین طور تا جلسه برسند یک توضیح نیم دقیقه ای دادم اما مثل اینکه باید بیشتر توضیح بدهم .و الان میرم تا ببینم چه میشود.
اما امروز مطالبی در این وبلاگ دیدم که بهتر دیدم در این مورد توضیح بدهم البته این نظر شخصی من است و ممکن است نیاز به تکمیل داشته باشد و یا ازنظر برخی درست هم نباشد ولی جواب کلی را مولانا داده است .
ما برون ننگریم و قال را ما درون را بنگریم حال را
این روزها برخی در مورد تغییر ظواهر جوانان مطالب زیاد می نویسند و این مورد در برخی قشرها خیلی با تغییرات سریع در حال اتفاق افتادن است نمونه اش همین روایتی است که در جامعه مشاهده نموده و آن را ارایه داده است
تغییر در جامعه با ورود یک نوع آوری در هر زمینه ای دچار انواع جابجایی ها می شود مخصوصا در حوزه اجتماع و فرهنگ به ویژه علم و هنر به دلیل موجه بودن برخی شاخصه های دارندگان آن ویژ گی زیاد محسوس است
به عبارت دیگر افراد وقتی چند شاخص را درفردی می بینند دیگر به دنبال توجیه عمیقی از رفتار فرد نمی گردند و بلافاصله با تفکر کمی از تبعات اون رفتار به سمت آن کشیده میشوند مخصوصا اگر قید و بند های دینی و اجتماعی زیادی هم بر آن مترتب نباشد
ارایش موهای دختران و پسران هم این گونه است کافی است مدلهایی تقلیدی این افراد را نگاهی بیاندازید هنر پیشه ها و ورزشکاران بیشترین اثر را در نوع پوشش و ارایش این افراد دارد ! چون این افراد از اقشاری هستند که در مدت کم به پول و شهرت رسیده اند و جوانان هم به دنبال پول و نام هستند و خیلی سریع می خواهند به مقصد برسند و چون فکر میکنند اگر از ظاهر این افراد تقلید کنند در هر حال در بخشی از شهرت و ظاهر آنها شریک هستند ( وصف العیش نصف العیش )
ازطرف دیگر نقص نظام فرهنگی اجتماعی ما را نشان میدهد که همراه با تغییرات جوامع در ارایه مدلهای جدید و عین حال منتاسب با تغییرات سریع نمی تواند خود را همپای دیگران جلو بکشد و در نتیجه نسل جدید این فاصله را با روی آوردن به دیگران جبران می کند
و از همه مهمتر نباید به برخی مدل ها زیاد حساسیت نشان داد چرا که سایر فرهنگها هم همه مضر نیستند به عبارت دیگر گاهی اوقات مدلی در فرم آرایش موها و پوشش مورد اقبال همگانی قرار میگیرد و این با ذائقه تنوع طلب بشر سازگاری دارد و فکر نکنیم حتما کسی که موی فلان و یا لباس بهمدان را دارد حتما به مبانی فکری ان مو و لباس هم گرایش دارد ! حضور همین جوانان به ظاهر با مدلهای آنچنانی را در مراسمهای شبهای احیا و ایام محرم را باید تاییدی بر این سخن گرفت و البته باید از این نقطه هم حداکثر استفاده را برای انس بیشتر همین جوانان با فرهنگ بومی شان را برد
و همین طور این نوع رفتار نشانگر نوعی خلاء در فرهنگ بومی هر کشوری است تا با مشاهده بروز ان نقاط کور موجود در فرهنگ باید سریع شناسایی شده و دراین زمینه چاره جویی صورت گیرد و به عبارت دیگر این تظاهرات بالینی یک آسیب اجتماعی و فرهنگی است که ممکن است ریشه ای در اعتقادات داشته باشد و یا فقط یک نوع گرایش زودگذر است . بنا براین زنگ خطر را این افراد بصدا در می اورند اما اصلی ترین بخش حادثه به برنامه ریزان و متولیان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه مربوط می شود که هر چه سریع تر نسبت به پر کردن شکاف حاصله اقدام کنند.
وهمین طور نباید با نگاه ظاهر بینانه به ظواهر چشم بدوزیم چرا که حرکتهای ضد جنگ و صلح طلبانه و امداد گری به محرومین و نیاز مندان در بیشتر جوامع وجود دارد و این نقطه مشترک همه بشریت است و می بینیم که همین افراد به ظاهر های متفاوت از نظر ما دارای روحیات انسانی بسیار رقیق تر از برخی مسلمانان هستند در این زمینه مشاهده کنیم اقدامات صلح طلبان اروپایی و دیگر نقاط جهان را در کمک به مردم فلسطین و غزه و زلزله زدگان بم و هائیتی را
در حالی که همین مسلمانان خیلی دارای ارج و قرب ظاهری همچین حساسیتی نسبت به این رویداد ها ندارند !!!!!!!!
تازه یه چیز جالب هم دیدم اون هم این بود که تعدادی توریست با دو تا ماشین های متوسط یعنی کوچیک تر از مینی بوس و برزگتر از وانت به شهر امده بودند تو این سرمای زنجان برای من تعجب داشت جالبه بدونین اینها با زن و بچه آمده اند و خانمهاشون داشتند تو پارک لباسهای بچه هاشون رو می شستند و همین طور این افراد خیلی ظاهر شون ساده بود و اصلا آرایش و نمی دونم لباسهای خیلی شیکی هم نداشتند. و همینطور حجابشون هم خوب بود تو شون جوان و پیر هم بود
می بینید ظاهر ما رو با ظاهر اونها !!!!
حالابرین وضع توریست های مارو از دیگر کشورها سراغ بگیرین من شنیدم وقتی هواپیماهای که ایرانی هار ا به کشورهای خارجی می برند همین که ایرانی ها (البته برخی هاشون نه همه !!)مطمئن می شوند از مرز هوایی ایران خارج شده اند حجاب و رعایت بعضی چیزها رو بیخیال می شند و کشف حجاب میکنند و خیلی چیزهای دیگه!!!!!!
فکر میکنید چرا ؟ بعضی ها حتی منتظر نمی مونند مثلا قدم به خاک کشور دیگه بذارند بعد مثلا همرنگ جماعت اونجا بشند؟! و یا مثلا این قدر یک روسری فشار و بار عاطفی داره که مثلا همون جا باید کنار بزارند ؟!
ای نام تو بهترین سراغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
چرا بلاگ اسکای ؟
هر چه تو این سرویس های وبلاک نویسی گشتم که پسوند با مسمایی داشته باشد نیافتم یعنی یا آخرش فا مخفف فارسی با پرشین به معنی پارسی هست یا کلماتی که به نوعی تعلق ملی یا قومی و یا زبانی و یا مذهبی رو به دنبال داشت اما اسکای به معنی اسمان است اگر چه واژه بیگانه است اما معنی خوبی داره !
اسمان مشترک تمام بشریت در این کره خاکی است که همه با اون مانوس هستند وحی را به آسمان منتسب میکنند ؛ همه در زمان دعا دست هار ا به آسمان بلند میکنند و اسمان همیشه رمز آلود بوده و بشر همتایان خود را در آنسوی جهان بیکران در اسمان جستجو میکند
آسمان در هیچ حزب و جناح و گروهی نمی کنجد و هیچ حزب و گروه و جناحی نمی تواند آسمان را به خود اختصاص دهد
عیسی پیامبر به روایتی به اسمانها برده شد و اسمان جای پرنده هاست و همیشه ارزوی همه پرواز بوده است و.........
امروز بهانه ای شد تا من هم دستی پیوسته در دنیای وب نوشتار بزنم حقیقتا نمی خواهم دراینجا از آنچه که در مورد خاطرات روزانه بنویسم البته اینها بی ارتباط با فعالیتهای روزانه نیست امروز جمعه هست و کارهای معمولی رو انجام داده ام مثلا صبح رفته ام امام زاده سید ابراهیم (ع) و بعد ازاون حسینیه اعظم و بعد از اون هم خونه اومدم و خواهرم گفت که بروم برای مادرم قرص هاشو بگیرم چند روزی است که حالش خوب نیست بردند تهران باز اوردند و باز می خواهند ببرند این هفته تهران
خدا کنه زودی خوب شه تصور نبودش تو خونه برام خیلی دشواره تا اینکه واقعا اینگونه باشه ! و نفرت از کسانی که باعث این رویداد ها در خانواده ما شدند سراسر وجودم رو گرفته
تو این مدت این قدر فشار تحمل کردم که حد ندارد و الان هم حالم خوب نیست خیلی این چند روز ازخودم بدم اومده به خاطر حق خواهی که به نوعی توش ضرر رسانی به اعضای خانواده ام هم بوده که به هر حال احساس میکنم اونها در این میان در حال ضرر کردن بودند.
الان من هم کلیه ها و فکر کنم کبدم درد می کند باید یک سری ازمایش بدهم تا مطمئن شوم که مشگلی نیست وقتی شیرینی میخورم دردش زیاد میشه
خدا کنه که مسئله ای جدی نباشه