امروز حالم بهتر شده یعنی نسبت به دیروز بهتر بودم حال مادرم هم خوب نیست به هر حال به غیر از دعا و رعایت حالش کاری نمی تونم انجام بدم این نامه نگاری های پیشنهادات انجام شه و کار و ادامه تحصیلم درست شه فکر کنم از نظر روحی خیلی کمک می کنه تا روحیه پیدا کنه و رو به بهبود بره .
امروز هم احساس کردم یکی داشت تعقیبم میکرد و احساس کردم طوری حرکت میکرد که من حتما اینو بدونم و چند روز هم یکی از غاریان قران هم خیلی نزدیک من حرکت کرد و رد شد و همین طور یکی از این هم پایگاهی های زمان جنگ که معمولا اعتنایی نمی کرد بوقی زد و خواست مثلا برسونه من هم تشکر کردم و راه خودم رو گرفتم و اومدم ! به هر حال من به اینها توجه نمی کنم ! و سرم به کار خودم هست!
در مورد ازدواج هم ؛ منتظر ازدواج اون دختر هستم و یا اینکه خانوده اش اجازه بدهند ما حرفمان را بزنیم و مطمئنا تا زمانی که وضعیت ادامه تحصیلم مشخص نشود و همین طور اشتغالم درست نشود و منافع مادی و معنوی پیشنهادات داده نشود در زمینه ازدباج هم من کاری نمی تونم انجام بدم ! یعنی ازدواج فرمایشی رو من نمی تونم زیر بارش برم چون خلاف شرع است! اصولیش هم باید مقدماتش فراهم بشه!
تلویزیون هم غروب یه برنامه در مورد علامه جعفری پخش میکرد که بخش اخری شو فقط رسیدم و دیدم به یاد روزهای دانشکده فنی و جلسات ایشون افتادم و همین طور سایر جاهایی که من معمولا اگر جلسه داشتند می رفتم و حیف که ماها معمولا وقتی اینهارو از دست دادیم به فکر گرامیداشت اینها می افتیم و تا هستند واقعا آنچنان که باید ازشون استفاده نمیشه ! به هر حال تعدادی از سی دی های این استاد را گرفته ام و هر از چند گاهی گوش میدم ! و من همیشه فکر میکنم هستند و وقتی سخنرانی شون رو گوش میدم فکر کنم که انگار همین چند ساعت قبل ضبط شده ! ولی باید واقعیت رو پذیرفت که استاد سخنرانی جدیدی در این چند سال اخیر نداشته اند !
این شهرستان بودن یه عیبش همینه که نمیشه از این جلسات تهران یا قم استفاده کرد ایکاش حال مادرم خوب شه تا دوباره بتونم به این جلسات بیشتر برم
این زنجان هم که کسی نیست پیگیری کنه تا این شخصیت ها بیان و سخنرانی مستمر داشته باشند واقعا فکر میکنم این افراد استقبال کنند این علمایی که من می شناسم منتظر هستند که کسی بیاد اینها رو دعوت کنند اما متاسفانه این جبهه گیری های مختلف و باندبازی های کاذب مانع بزرگی در مقابل رفت و امد اشخاص اهل فکر و دانشمند به این شهر است.
واقعا اگر کسی به فعال کردن حوزه و دانشگاه ها در این استان کمک کند کار بنیادی و اساسی در زمینه رونق گرفتن محافل سخنرانی و دوره های مختلف در این شهر کرده است. یعنی اگر طرح های جامع دانشگاه ها دراین استان اجرایی شود و همین طور این شهرک دانشگاهی ایجادش سرعت بگیرد و این مدارس مخروبه و مساجد قدیمی که زمانی هر یک بخشی از یک حوزه علمی پرشوری بوده است احیا شوند ٬ بخش اعظمی از کار انجام شده است .
به هر حال با حال بد به نماز جمعه هم رفتم و متاسفانه این نماز جمعه زنجان کم کم داره استراحت گاه پیر و پاتالها میشه و واقعا باید یک فکری به حال فعال سازی نماز جمعه بشه و از این سخنرانی های قبل از خطبه ها و خود خطبه ها به خوبی استفاده شود. البته من قبلا مطالبی رو به یکی از امامان جمعه موقت نوشتم و دادم اما مثل اینکه خبری نشد!
به هر حال دارم در این مورد هم یک کاری رو انجام میدم تا بینیم چی از توش در میاد
فردا هم می خوام آخرین پست سال ۸۸ رو بنویسم و تا ببینیم در سال آینده یار کرا خواهد و میلش به که باشد!
خوب امروز ۵ شنبه است و دو روز مونده به سال جدید و این پیگیری نامه ها هم موند برای سال جدید با این سرما خوردگی شدید من که فکر کنم تا شنبه خوب نشه ! البته خودمو بسته ام به سوپ و مواظبت های بهداشتی را هم تشدید کرده ام تا زود خوب شم و به سال جدید این سرما خوردگی منتقل نشه !
به هر حال امسال هم با همه فراز و نشیب ها گذشت و بنده به تجارب خودم در شناخت ادمها و برخی موضوعات اضافه کردم و همین طور ایده های جدیدی به ذهنم خطور کرد و آنها را نوشته ام تا ببینم کجا می تونم به پول تبدیل کنم.
و همین طور اگر نامه ها و حقوق مربوط به اونها داده نشه فقط در سطح بین المللی خواهم نوشت و فکر می کنم انعکاسش هم خوب خواهد بود و هم ارزشیابی اون هم راحت تر است و برخی هم حداقل خواهند دید که افکار بنده در درون مرزها مشتری ندارد بلکه در خارج از کشور بیشتر و بهتر برد دارد.
و این شهر ما هم با تمام افت و خیزهای داخلی و بیرونی تحولات با سرعت های مختلف در حال وقوع است و امیدوارم که مسئولان در پیگیری مصوبات استانی بیشتر و با سرعت بالاتری عمل کنند. تا این استان به سمت توسعه همه جانبه قدمهای پرشتاب تری بردارد.
خدا کند امسال سال به ثمر نشستن مصوبات قبلی و همچنین مصوبات جدید برای توسعه استان باشد
و همین طور شروعی جدید در زندگی بنده باشد و من هم هر چه تلاش می کنم که به سمت فعالیت های صرفا فکری برم می بینم که باز گاهی اون مسائل گذشته ناخواسته برای من تکرار می شوند و البته راهش رو هم فکر کنم پیدا کرده ام قطع ارتباط همه جانبه با این افراد گذشته ٬ به همین خاطر قید پردیس رو با اون رفتارهای اون روز ناشران اکاذیب؛ برای مدتی زدم تا برخی بیشتر به عواقب کارهاشون فکر کنند و همین طور خودم با خیال راحت تری به تحقیقاتم برسم چون اینها تو پردیس باز می تونستند با ابزارهایی که دارند در روند فعالیت های تحقیقاتی بنده مانع ایجاد کنند و یا باز روند سرقت ادامه یابد و عملا فعالیت های بنده ابتر می موند ! و فعالیت های بنده هم یک نوع مشروعیت برای اینها به همراه داشت ! چون اینها خودشون که کار علمی نمی کنند بلکه کارهای دیگران رو به حساب خودشان می نویسند یعنی وقتی امار ارایه میشه اسم اینها رو که نگاه نمی کنند بلکه کل پردیس نوشته میشه ! و این متاسفانه کم کاری اینها رو پوشش می ده !
به هر حال من امسال در این شهر نیستم و همین طور در این شهر هستم !
و همین طور فعالیتهای یادگیری رو تشدید خواهم کرد چون کلی سی دی آموزشی گرفته ام که باید وقت بزارم اونها رو یادبگیرم و همین طور سرچ از طریق کافی نت فکر کنم به صرفه تره ! اینجا فقط یه فلاش نیاز است تا سرچ انجام بدم بیارمبریزم به هارد !
و همین طور ایمن تره مگر اینکه دوتا کامپیوتر بخرم! که فعلا منتفی است چون جبیب خالی است!
این مسابقه فرهنگ عاشورایی هم کلک پردازی بود ! و من هم دیگه انگیزه ای برای نوشتن ندارم ! خلاقیت و نو آوری با انگیزه حاصل می شود نه با شعار و کارگاه ! یعنی اونچیزی که نوآوران را به حرکت وادار می کند منافع مادی و معنوی کارشان است وقتی بنده بنویسم و به نام دیگری چاپ شود و حقوق مادی و معنوی اون محفوظ نباشد اولین قدم نو آوری شکسته شده است ! سودهای زیادی که نواوران در طول مدت کم بدست می آورند قوه محرکه نو آوران برای ادامه فعالیت هایشان است !
به هر حال امیدواریم که اون باشگاه نگاه جوان هم با سعه صدر بیشتری به موضوع نگاه کنند و دوباره یک مروری کنند و یک لب تاب به بنده بدهند تا راحت تر بنویسم!
مدل رفتاری من از باورها و روندهای تحقیقاتی ا م پیروی می کند یعنی کسی در چهار چوب های شرعی و قانونی و اخلاقی عمل کند و همین طور اهل تحقیق به معنی واقعی کلمه باشد و حقوق مادی و معنوی فعالیت های بنده محفوظ باشد بنده با اون می توانم حسن همجواری همراه با احترام متقابل داشته باشم! و الا نه ! و هر گونه حرکت در خارج از این موارد نتیجه عکس خواهد داد و البته من هم دنبال فعالیت مشترک نیستم ! یعنی اگر موسسه ای دنبال این باشد که بنده طرحی از فعالیت های آنها را انجام بدهم در این مورد می شود صحبت کرد ٬ البته روشن است که اگر این پیشنهاد از طرف موسساتی که قبلا بنده با انها فعالیت انجام داده ام باشد و حقوق بنده را نداده اند و یا کار شکنی کرده اند مورد قبول نخواهد بود.
داد زد چرا کسی به دادمان نمی رسد؟
دستهای عاشقانه تا دهان نمی رسد !
داد زد تمام چیزهای خوب از شماست
نان و عشق و گل چرا به دیگران نمی رسد؟
گفت : ای خدای مهربان به من بگو چرا
حرفهای ما به گوش اسمان نمی رسد؟
گفتم اری اری اعتراض و عشق ٬حق ماست
حق مردمی که دستشان به نان نمی رسد
منکران عشق را نگاه کن ٬تمام شان
عاشق اند و عاشقی به فکرشان نمی رسد
علیرضا قزوه
**************
بگو بگو که پریدن چقدر مشگل بود
به بام صبح رسیدن چقدر مشگل بود
غرور جاری صد رود را سفر کردن
به عمق چشمه رسیدن چقدر مشگل بود
کنار نام تو ماندن چقدر ساده و سهل
ولیک با تو پریدن چقدر مشگل بود
به کوچه های عطشناک فصل تابستان
چنان نسیم وزیدن چقدر مشگل بود
به عقل تکیه نکردن همیشه بود اسان
زدام جهل رهیدن چقدر مشگل بود
همیشه باورمان رو به قبله داشت چه حیف
ندای کعبه شنیدن چقدر مشگل بود
اگر چه لحظه دیدار عشق لذت داشت
به درک عشق رسیدن چقدر مشگل بود
سمیمین دخت وحیدی
*****************
امروز شاید باید از خون گلو خورد
نان شرف ٬از سفره های آرزو خورد
بوی ریا پر کرده ذهن دست ها را
ای کاش میشد ٬ لقمه ای بی رنگ و بو خورد
خشکیده چاه زمزم اما وحشتی نیست
گر تشنه باشی ٬می شود از آبرو خورد
سید ضیائ الدین شفیعی
****************
دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست
شکسته باد کسی کاین چنین مان می خواست
اگر چه باغچه هار ا کسی لکد کرده
ولی بهار فقط در تصرف گلهاست
سهیل محمودی
****************
نتوان گفت که این قافله وا می ماند
خسته و خفته از این خیل جدا می ماند
این رهی نیست که از خاطره اش یاد کنی
این سفر هم ره تاریخ به جا می ماند
دانه و دام در این راه فراوان اما
مرغ دل سیر زهر دام رها می ماند
می رسیم آخر و افسانه واماندن ما
همچو داغی به دل حادثه ها می ماند
بی صدا تر زسکوتیم ٬ولی گاه خروش
نعره ماست که در گوش شما می ماند
بروید ای دل تان نیمه که در شیوه ما
مرد با هر چه ستم هر چه بلا می ماند !
محمد علی بهمنی
از آرواره های همین لاشه خواره ها
بنویس بر کتیبه این سنگواره ها
از ارواره های همین لاشه خواره ها
نوبت به افرینش تندیس می رسد
روزی که خاک می شود این آرواره ها !
گاهی سکوت سنگی خود را شکسته اند
این نقشهای حک شده بر سنگ واره ها
این قصه را به روشنی روز خوانده ایم
میخی که نیست خط غبار هزاره ها
تصویری از شمارش معکوس زندگی است
وقتی که مرگ می وزد از گاهواره ها
در دامن عقیل مگر مسلمی گذاشت
نیرنگ کوفیانه دارالعماره ها؟
این ابرهای تیره مجالی نمی دهند
تا درد دل کنیم با ستاره ها
اما هنوز آینه داریم در بغل
یعنی نشسته ایم به شوق نظاره ها
قد می کشد هنوز علی (ع) از دل پگاه
چون قامت رسای اذانت از مناره ها
******
با صدای گریه ای گاهی سکوت شب شکست !
جاده می پیچد به خود کز دشت گردی برنخواست
گردی از راه عبور رهنوردی برنخواست !
شیهه ای ٬ بانگ درایی برنخواست
با صدای گریه ای گاهی سکوت شب شکست
گلخروشی ورنه از حلقوم مردی برنخواست
خلوت ما را چراغ لاله ای روشن نکرد
وز دل آتش به جانی آه سردی برنخواست
مردم از بی همزبانی ها کزین نامردمان
از پی همدردی ما اهل دردی برنخواست
بی غباری ها گواه خاکساریهای ماست
سایه سان بر خاک افتادیم و گردی برنخواست
محمد علی مجاهدی
**********
من بیابانی ام ٬ این بیشه مرا راحت نیست
سخت دلتنگم ٬ دلتنگم ٬ دلتنگ از شهر
بار کن تا بگریزیم به فرسنگ از شهر
بار کن بار کن این دخمه طراران است
بار کن ٬ همه برف است اگر باران است
بار کن دیو نیم ٬ طاقت دیوارم نیست
ماهی گول نیم ٬ تاب خشن سارم نیست
من بیابانی ام ٬ این بیشه مرا راحت نیست
بار کن ٬عرصه جولان من این ساحت نیست !
کم خود گیر به خیل و رمه بر می گردیم
بار کن جان برادر همه برمی گردیم !
********
اینجا جهان شب است و ٬ ولی بی کرانه نیست
اینجا خوش است ضجه زنجیریان هنوز
مردم کش است دشنه تقدیریان هنوز
اینجا هنوز عرصه گیر و کشاکش است
اینجا هنوز خواب اسارت مشوش است
اینجا جهان شب است و ٬ ولی بی کرانه نیست
فردای روشنایی ره بی بهانه نیست !
علی معلم
********
«آیا» زیاد رفت و «چرا » در گلو شکست
اواز عاشقانه ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ٬ صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه دل ما در گلو شکست
سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد ٬ کس به داغ دل باغ ٬ دل نداد
ای وای ! های های عزا در گلو شکست
آن روز های خوب که دیدم ٬ خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
بادا مباد گشت و مبادا به باد رفت
آیا زیادرفت و چرا در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند
نفرین و افرین و دعا در گلو شکست
قیصر امین پور
************
بله٬ اینجا برادر نیز دشمن می شود با من !
شما کاغذ پران بازید و ما کاغذ پران ٬ مردم
بله ٬ این است تقسیم زمین و اسمان ٬ٌمردم
شما روی زمین با چرخه تقدیر شنگیدن
و ما در اسمان با طالع بی پیر جنگیدین
شما شادان که اینک از چه سویی باد می آید
و ما را هر نفس مرگی دگر در یاد می آید
کسی در اسمان گردن به گردن می شود با من
بله ٬اینجا برادر نیز دشمن می شود با من
دمی با او شکست می اید دمی با من شکست می آید
و آزادی ٬ که آخر در بهای جان به دست آید
و آزادی ... که دستی باز میگیرد زحلقومم
بله ٬ عمری است با یک هستی و صد مرگ محکومم
هنوزم پایبند چرخه تقدیر باید شد
و با چندین برادر باز هم درگیر باید شد
شما کاغذ پران بازید و ما کاغذ پران ٬ آری
چنین بوده است تقدیر ضعیف و پهلوان ٬ آری
فدای زندگی تان کرد باید زندگانی ها
که شاید شادمان گردید از این کاغذ پرانی ها !
محمد کاظم کاظمی
**********
کی حصار بهار ماست !
ای درختان بی ثمر ! چونتان باد و چندتان
باد را تکه تکه کرد ٬ شاخه های بلندتان
نیش دارید مثل مار ! بدتر از سیم خاردار !
افت باغهای ماست ٬ زردی پوزخندتان
ای خموشان در کمین ! مارهای در آستین !
جان نیلوفران باغ ٬ دورباد از گزندتان
هم نمکریز داغ هاست ٬ پنجه شاخه هایتان
هم گلو سوز باغهاست ٬ جرعه ابگندتان
ای تن از فرط خستگی ٬ در فرود شکستگی
کی حصار بهار ماست قامت نیم بندتان
وهم یک خواب بیش نیست ٬ خلوت بی فروغتان
جز خیالات خویش نیست ٬ سینه درد مندتان
اه ای جویبارها ! کهن جامگان زرد
جرعه نوش هوس شود ٬ جان آیینه بندتان
*********
پرده دار حرم و عطر و کبوتر شده اید
کی به سامان برسانند پریشانی تان
با جهالت به هم امیخت مسلمانی تان
پرده دار حرم و عطر و کبوتر شده اید
خاک این دولت ناخواسته ارزانی تان
بر سر سفره عشقید ولی دست خدا
دوزخی ریخته در کاسه پیشانی تان
گوشه ای یافتم از حکمت پیران عجم
افعی خفته به گنج است نگهبانی تان
عبدالجبار کاکایی
**********
مثل تمام قطره شبنم های کوچک
هر روز با انبوهی از غمهای کوچک
گم می شوم در بین آدم های کوچک
سرمایه احساس من مشتی دو بیتی است
عمری است می بالم به این غم های کوچک
گلبرگها هم پاکی ام را می شناسند
مثل تمام قطره شبنم های کوچک
با ان که بیهودست اما می سپارم
زخم بزرگم را به مرهم های کوچک
پیچیده بوی محتشم مثل نسیمی
در سینه هامان این محرم های کوچک
غم های مان اندازه صحرا بزرگ اند
ما را نمی فهمند آدم های کوچک
سعید بیابانکی
************
گردن به جز برای خدا خم نمی کنیم
ما گر چه از شکوه کسی کم نمی کنیم
گردن به جز برای خدا خم نمی کنیم
اهل صراحتیم و در این روزگار تلخ
لبخند گنگ و گریه مبهم نمی کنیم
در این کویر تفته اگر داغ هم شویم
خود را ذلیل منت مرهم نمی کنیم
خون می خوریم و با گذر از خون دیگران
شوکت برای خویش فراهم نمی کنیم
الوده گر شود به غباری ز منتی
حتی نظر به کوثر و زمزم نمی کنیم
ای سیب های شیطنت الود٬ گم شوید
ما اقتدا به حضرت آدم نمی کنیم
کاووس حسنلی
***************
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید
عشق پرواز بلندی است مرا پر بدهید
به من آندیشه از مرز فراتر بدهید
من به دنبال دل گمشده ای می گردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید
تا درختان جوان ٬ راه مرا سد نکنند
برگ سبزی به من از فصل صنوبر بدهید
یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی در و پیکر بدهید
آتش از سینه آن سرو جوان بردارید
شعله اش را به درختان تناور بدهید
تا که یک نسل به یک اصل خیانت نکند
به گلو فرصت فریاد ابوذر بدهید
************
تا شهر فرداهای نا معلوم
از این جا می روم روزی تو می مانی و فصلی زرد
بگو با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد؟
از اینجا می روم شاید همین امروز یا فردا
تو خواهی ماند تنها در حصار خشتهایی سرد
از اینجا می روم تا شهر فرداهای نامعلوم
که آنجا سرنوشتم ٬ هر چه پیش اورد ٬ پیش آورد
از اینجا می روم اینجا کسی ایینه باور نیست
که دارد آسمانش سنگ می بارد ٬زمینش گرد
دریغا دیر ٬ خیلی دیر ٬ خیلی دیر فهمیدم
که من چندی است هستم از مدار اعتنایت طرد
در ان آغاز بعد از من ٬ در این پایان بعد از تو
که خواهی دید خیلی فرق دارد مرد با نامرد
تو را در خوابهایم بعد از این دیگر نخواهم دید
تو را با اب ها ٬ آیینه ها معنا نخواهم نکرد
محمد سلمانی
************
ای مردم دریا ! برسانید به آبم !
حیرت زده ام تشنه یک جرعه جوابم
ای مردم دریا ! برسانید به آبم
آیا پس از این دشت ٬ رهی هست ؟ دهی هست ؟
یا اینکه به بیراهه دودید است شتابم
من کوزه به دوش امده ام چشمه به چشمه
شاید که تورا ای عطش گنگ ! بیابم
آهی و نگاهی و .... دریغا که خطا بود
یک عمر که با اینه ها بود خطابم
هر صبح حریصانه من و حسرت خفتن
هر شب من و اندوه که حیف آمد و گل کرد
یک شعله نوشتند ملایک به حسابم
می نوشم از این تلخ ٬ اگر آتش ٬ اگر آب
حیرت زده ام ٬ تشنه یک جرعه جوابم
سید علی میر افضلی
کی می رسد باران
خشک امد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه
گرچه می گویند :« میگریند روی ساحل
سوگواران در میان سوگواران »
قاصد روزان ابری ٬ داروک ! کی میرسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اظاقم دارد از خشکیش می ترکد
- چون دل یاران که در هجر یاران -
قاصد روزان ابری ٬ داروک! کی می رسد باران؟
نیما یوشیج
********
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران !
جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است.
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران
خیال انگیز !
ما به قدر جام چشمان خود ٬
از افسوس این میخانه
سر مستیم
در من این احساس
مهر می ورزیم ٬
پس هستیم !
فریدون مشیری
هر کس برای تامین معاش زندگی از طریق حلال حرکت کند و در این راه بمیرد شهید است
هر کس در راه علم جویی حرکت کند و در این راه بمیرد شهید است
هر کس در راه دافاع آبرو و حیثیت خود حرکت کند و در این راه بمیرد شهید است .
هر کس در راه امر به معروف ونهی از منکر حرکت کند و بمیرد شهید است .
هر کس درراه دفاع از مظلومی حرکت کند و در این راه بمیرد شهید است
هر کس عاشق شود و عفت ورزد اگر در این راه بمیرد همچون شهید است
و............
**********
معبودم !
متبرکم گردان به نامت
متبلورم گردان به عبادتت
متذکرم گردان به ذکرت
مرحمتم گردان به رحمتت
مسخرم گردان به قدرتت
مسرورم گردان به دیدارت
مطلعم گردان به دانایی ات
معطرم گردان به شمیمت
مقدسم گردان به قداستت
محتاجم گردان به مهرت
متاثرم گردان به قهرت
معتفکم گردان به عشقت
مایلم گردان به درگاهت
متبسم گردان به مشاهدتت
محتاجم گردان به خودت
مستغنی ام گردان به غیر خودت
معبودم !
مرا متبرک گردان به نامت !
هر چه از ایام آن دوران گذشت
هرچه کردی هر چه بودی آن گذشت
حالیا از نو عمل آغاز کن
باب عشق دیگری را باز کن
*******
ای کاش آن لطیف تر از بوی گل شبی
اهسته با شمیم سحرگاه می رسید
راه امید بسته مگر اینکه باز دوست
چون میهمان سرزده از راه میرسید
********
خانه دوست کجاست ؟!
«خانه دوست کجاست » در فلق بود که پرسید سوار
اسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها
بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
« نرسیده به درخت ٬
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است .
می روی تا ته آن کوچه که ازپشت بلوغ ٬ سربدر می اورد .
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل ٬
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا ٬ خش و خشی می شنوی :
کودکی میبینی
رفته از کاج بلندی بالا ٬ جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست »
سهراب سپهری
*****
به کجا چنین شتابان ؟!
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا ٬
هوس سفرنداری
زغبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما ٬ چه کنم که بسته پایم
سفرت به خیر اما ٬ تو دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت ٬ به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران ٬ برسان سلام مارا
شفیعی کد کنی
*****
ما ز بالا ئیم و بالا می رویم
ماز بالائیم و بالا می رویم
ما زدریاییم و دریا می رویم
ما از انجا و از اینجا نیستیم
ما ز بیجاییم و بیجا میرویم
کشتی نوحیم و در طوفان نوح
لاجرم بی دست و بی پا میرویم
همچو موج از خود بر اوردیم سر
باز هم در خود تماشا می رویم
اختر ما نیست در دور قمر
لاجرم فوق ثریا می رویم
همت عالی است در سرهای ما
از علی تا رب اعلی می رویم
ای سخن خاموش کن با ما میا
بین که ما ازرشک بی ما می رویم
ای که هستی ما ره را مبند
ما به کوه قاف و عنقا می رویم
مولانا
کبوتر
ای کـاش کـبوتر حریمـت باشم
یا هم نفس صبح و نسیمت باشم
از چشـم دلم بیا و بردار حـجاب
تا زائر چشـمان رحیمـت باشـم
****
موجهای پریشان
چشمه های خروشان تو را می شناسند
موجهای پریشان تو را می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگهای بیابان تو را می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند
****
یا اما رضا
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی
من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی
قربون صفات برم، از راه دوری اومدم
جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی
دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی
این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی
تو غریبی ومنم غریبم اما چی میشه
دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب
من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم
دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو واکنی
دوست دارم از حالا تا صبح محشر
همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی
ببار از دیدگانم نم نم ای اشک
نشین بر شوره زارم کم کم ای اشک
چو اسماعیل زن پایی که جوشد
زخاکستان قلبم زمزم ای اشک
*****
لاجرم آن شاهد بالا و پست
با کمال دلربایی در الست
جلوه اش گرمی و بازاری نداشت
یوسف حسنش خریداری نداشت
ماسوی ایینه آن رو شدند
مظهر آن طلعت دلجو شدند
پس جمال خویش در آیینه دید
روی زیبا دید و عشق آمد پدید
*****
آن که از پیشش سلام آورده ای
وآنکه از نزدش پیام آورده ای
بی حجاب اینک هم آغوش من است
بی تو رازش جمله در گوش من است
« ما رأیت الا جمیلا ؛ هولاء قوم کتب الله علیهم القتل فبرزوا الی مضاجعهم»
جز زیبایی چیزی نمیبینم ؛ زیرا خداوند از ازل آنان را مشتاق شهادت آفرید و اکنون به جایگاه رفیع ازلی خود باز گشتند .
ما زهر عیبی منزه آمدیم
از ازل مشتاق این ره امدیم
اول ما فیض رب العالمین
آخر ما با شهادت شد عجین
این شهادت جمله زیبایی بود
بهر ظالم ننگ روسوایی بود
*****
عاشقان چون قصد رفتن می کنند
خلعت خون زینت تن میکنند
ما از آن شادیم که شاد از ما خداست
از حسین و کشتگان ما رضاست
*****
روز اربعین درراه است و یکی از نشانه های مومن خواندن زیارت اربعین است و این شهر ما هم که پایتخت شور و شعور حسینی است . یعنی شهر زنجان است و کوی عاشقان ابی عبدالله الحسین (ع) و عباس ابن علی (ع) و زینب (س) .
روز جمعه طبق سالهای قبل صبح اربعین دسته عظیم عزاداری حسینیه اعظم زنجان و بعد از ظهر دسته بزرگ زینبیه اعظم زنجان در شهر زنجان حرکت خودر ا به سمت آستان مبارک امام زاده حضرت سید ابراهیم (ع) آغاز خواهند کرد . از کلیه ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت در سراسر کشور دعوت می گردد در اینروز به جمع محبان اهل بیت (ع) در زنجان به پیوندند. و بار دیگر تجدید بیعتی دوباره با شهدای کربلای در کربلای دوم یعنی پایتخت شور و شعور حسینی یعنی شهر زنجان با حضرت امام حسین (ع) و یارانش بنمایند !
در این روز هر جا هستید التماس دعای ویژه دارم !
السلام علیک یا اباعبدالله و علی ارواح التی حلت به فنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار و لا جعله الله الاخر عهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
الهم ارزقنی زیارت الحسین (ع)
الهم ارزقنی شفاعت الحسین (ع)
الهم ارزقنی زیارت المهدی (ع)
الهم ارزقنی حج بیتک الحرام
آبرویم از در این خانه است
دلخوشم من چون گدای این درم
هم گدای فاطمه هم حیدرم
سوی این در هست دائم دست من
نیست حاجت بر سرای دیگرم
آبرویم از در این خانه است
زین سبب از خلق عالم برترم
تا که آید نام زیبای حسین (ع)
اشک آید از دو چشمان ترم
روضههایش چون به گوشم میرسد
میزند بر سینه و دل آذرم
کاش میشد کربلا باشم شبی
تا به بر گیرم مزار دلبرم
یاد دارم کودکی بودم ولی
شور عشقی بود دائم در سرم
تا که ایام محرم میرسید
مینمودم رخت ماتم در برم
یاد دارم مانده در گوشم هنوز
گریههای بیصدای مادرم
اینچنین میگفت با صد شور و شین
«من فدای کام عطشان حسین (ع)»
شعر از حامد کاظمی
راستشو بخوایین من هیچ وقت مظلومیت اهل بیت رو مثل این چند روز اخیر درک نکرده بودم و راست می گویند اول مظلوم عالم علی (ع) است نمی دونم شاید بگم اصلا تو این نسل پیامبران و بعد از اون ائمه و صالحان کلا یک نوع مظلومیتی وجود داره و اون هم اینه که اصلا این نوع آدم ها درک نمی شدند توسط جامعه ای که تو اون بودند خیلی ادمهایی که اونها رو بفهمند نادر بوده اند و به همین خاطر بعد از پیامبر که عالم ترین؛ِ با تقوا ترین ؛ قوی ترین و در یک کلام همه خوبی های عالم در علی (ع) جمع بود و ببینی که جایگاهت غصب می شود ؛ به زنت توهین می شود ؛ خانه ات مورد هجوم واقع می شود ؛ خانه نشین می شوی ؛ و همین طور این روند ادامه می باید تا برسی به کربلا یه عده جمع می شند و باز همان داستان تکرار می شود اما فجیع تر !
واقعا اینها چه نوع مسلمانی بوده اند ! اصلا فکر نکنم در عصر جاهلی هم عربها در جنگ با هم از این کارها میکرده اند ! به نام اسلام و خدا و خلیفه مسلمین آن کارها را کردند و بهترین مخلوقات عالم را دوره کردند و و هیچ نشانه ای از ایمان و اسلام انگار در حضرت امام حسین (ع) و یارانش ندیدند ! و هی این روند ادامه داشته است و امروز هم واقعا مظلوم تر از حضرت ولی عصر (ع) کسی هست ؟! کیا طرفدار ایشون هستند؟ کیا قاری قرآنش هستند؟ کیا سربازش هستند؟ کیا ادعای جایگاهش رو ندارند! و وقتی فکر میکنی می بینی که چرا در غیبت هستند؟ برای کیا بیان؟ برای کدام اهل ایمان؟
من که نمی گم هیچ اهل ایمانی نمی بینم ! شاید به خاطر اینست که خودم خیلی ایمانم قوی نیست و به همین خاطر ایمانهای قوی با ایمانهای قوی همراه هستند و اونها رو فقط اینگونه ادم ها می شناسند ! ولی امان از زمانی که جهل و سربازانش انسان رو احاطه کنند . و دریدن پرده این جهل کار هر کس نیست ! خونی همچون خون حسین (ع) علمی همچون علی (ع) و در یک کلام روشی همچون ائمه نیاز است تا پرده های جهل ارام آرام کنار زده شود و چهره حقیقت خود را نشان دهد.
من خودم فقط تو این مسائلی که برای من بعضی ها بوجود آوردند خیلی مظلومیت اینها براییم ملموس شد من که نه علمم و نه تقوایم و نه صبرم و نه خداخواهییم و نه .....اصلا قابل مقایسه نیست .........و بعضی ها چنان در تخریب من مسابقه گذاشته بودند که انگار من بدترین بدترین ها هستم حرف مرا باور نمی کردند و شاید هم الان هم برخی باور نمی کنند حقیقت در غبار ابرهای دروغ و تهمت و تخریب گم شده بود و نمی دانم شاید الان هم برخی همان دروغ ها را حقیقت می پندارند. و ایمان و آکاهی و صبر و عمل و خدا باوری و....نیاز رفتن در این گونه میدانها است و خدا ایکاش انسان را سخت امتحان نکند ! در امتحان های سخت دست آدم رو بگیرد ! و اصلا ایکاش خدا سهولت در زندگی و گشایش را نصیب همه کند
خدایا آرامش ؛ارامش ؛ ارامش
خدایا علم ؛ علم ؛ علم
خدایا ایمان ایمان ؛ ایمان
خدایا صبر ؛صبر ؛ صبر
خدایا محبت ؛ محبت ؛ محبت
خدایا بخشش ؛ بخشش ؛ بخشش
تو در بین مایی و ما غافلیم
به قدر و به شأن شما جاهلیم
شب رحمت و ارزو و امید
کرم کن عطا کن که ما سائلیم
شاعر: ناشناس
*****
دلا غافل زسبحانی چه حاصل
مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
بود قدر تو افزون از ملائک
تو قدر خود نمیدانی چه حاصل
*****
خوشا آنانکه الله یارشان بی
به حمد و قل هو الله کارشان بی
خوشا آنانکه دایم درنمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
باباطاهر
حتما شنیده اید که قرار است عزادارن استان زنجان که عزاداری شان در قالب دسته های عزاداری مسجد حسینیه اعظم و مسجد زینبیه اعظم و مسجد احمدیه و ......زبانزد خاص و عام هستند در روز اربعین در حضور مقام ولایت فقیه و رهبری به عزاداری به پردازند این را از این جا می نویسم که چند روز است اطلاعیه ای را در ورودی برخی مساجد زنجان میبینم که قرار است زنجانی ها یعنی همان ساکنان پایتخت شور و شعور حسینی در تهران در حضور مقام ولایت فقیه و رهبری در روز اربعین عزداری کنند و این خبر خیلی خوبی است و ایکاش تمام هیات های عزاداری در کشور زنجانی ها را همراهی کنند مخصوصا هیاتهای تهران که اجتماعی مثل زنجانی ها ندارند و در روز اربعین از میدانهای سطح شهر و مخصوصا میدان های نزدیک بیت رهبری به سمت حسینیه امام خمینی حرکت کنند و به دریای عزاداران زنجانی به پیوندند و این سنت حسنه باقی باشد تا سالهای اینده نیز این حرکت پر شور تر انجام شود شایسته است که کلیه عزاداران هیات های عزاداری در سراسر کشور با حرکت به سمت تهران به جمع زنجانی ها بپیوندند تا این حرکت مقدمه ای برای راهپیمایی بزرگ بیست و دو بهمن باشد و از طرف دیگربه حریم شکنی های روز عاشورا پاسخ در خور از طرف حسینیان سراسر کشور نیز داده شود
البته سعی میکنم خودم هم بیام ولی اگر در هر صورت نشد بیام برای ما هم اونجا دعا کنید !التماس دعای ویژه دارم !
یکی از چیزهایی که منو بیشتر به فکر فرو میبره و تو خلوتهای خودم همیشه باهاش کلنجار میرم این تعلیم و تربیت در دوره کودکی است یعنی تو کشورما بوده که نوابغ بزرگی برخواسته اند و این کشور بزرگ بدون پشتوانه تربیتی به ویژه در دوران کودکی امکان تحویل چنین بزرگانی رو نداشته است و وقتی در این وبلاگ در زمینه نحوه ارایه مطالب به بچه ها مطالبی رو خوندم بهتر دیدم که این مورد توضیحی بدهم
تربیت در دوران کودکی بیشتر آینده محور است یعنی طوری برنامه ها طراحی و اجرا میشود که آینده آثار آن قابل مشاهده باشد و در عین حال با اقتضائات دوران کودکی قابل جمع باشد بیشترین علاقه کودک در سنین پایین سرگرمی و خنده و بازی است و از این نظر مربیان به دنبال استفاده از این نقطه قوت در کودکان هستند تا آنها مطالبی را به ضمیر ناخود آگاه کودک منتقل کنند تا در آینده وقتی خودشان در جریان کاری که مرتبط با این نوع اطلاعات هست قرار میگیرند در آن موارد کمی تامل کنند
البته وقتی این تعالیم در سطح جامعه حالت تاییدی داشته باشد امکان تکرار آن در اینده زیاد است و چنانچه اطلاعات ارایه شده در سطح جامعه در طول زمان مکرر رد شود و یا متناقض مشاهده شود امکان عدم ادامه مفاهیم و رفتارهای ناشی از ان افزایش می یابد
به خاطر همین است که با همه تاکیدات متون درسی درزمینه حفظ محیط زیست از دوران ابتدایی تا دبیرستان که به دانش اموزان گفته می شود اما کمتر مورد توجه فارغ التحصیلان قرار میگیرد چرا که در سطح جامعه مخصوصا اولیا و مدیران و مجریان؛ نقض قوانین خیلی محسوس است!
نگاه کنید به مراسم چهار شنبه سوری رو که همه دست به دست هم میدهند تا نصف روز رو آتش بازی کنند و تلاش می کنند سوزاندن بقایای گیاهی رو به عناوین مختلف مشروع جلوه دهند ویا روز سیزده بدر را ببینید که همه در یک روز به طبیعت هجوم میبرند و هر چه بدست شان میرسد اعم از درخت و بوته های چند ساله را قطع میکنند و اتش می زنند !
حالا فکر میکنید کودکان ما در آینده توان اثر گذاری مثبت در زمینه حفظ محیط زیست رو خواهند داشت ؟
البته دنیای کودکان با تمام سادگی های ظاهری پیچیدگی های خاص خود را نیز همراه دارد و هنوز تحقیقات زیادی نیاز است تا فرایند واقعی یادگیری در کودکان کشف شود چون کلید بسیاری از سوالات در فهم بشر به این دوران برمی گردد و از همه مهمتر سوالات صریح و جدیدی است که کودکان مطرح میکنند به طوری که پدران و مادران این کودکان اغلب از پاسخ دادن به این سوالات عاجز هستند و در عین حال متعجب هستند که این سوالات از کجا به ذهنشان می رسد !
احتمالا در برخی رسانه ها وضعیت اینترنت را در سال ۲۰۰۹ دیده اید من هم ترجمه اون رو در این وبلاگ دیدم می خواهم این اعداد و ارقام رو کمی به نقد بنشینم و اینکه ایا این اعداد و ارقام می تواند واقعی باشد؟و از نظر روش شناسی به این اعداد و ارقام می شود اعتماد کرد؟
من چند نمونه را ذکر میکنم
تعداد ایمیلهای ارسال شده در سال ۹۰ تریلیون ذکر شده است سوال اصلی اینجاست ؛ چگونه فردی می داند که در چه سایتی امکان ارسال ایمیل هست یا نه ؟ و همین طور تعداد ایمیلهای ارسالی هر فرد در هر سایت چگونه قابل احصاء هست؟
مگر اینکه بگوییم مرکزی ثابت وجودد دارد که تمام سایتها رو بررسی می کند و به تمام مکاتبات افراد دسترسی دارد آن هم با این رشد فزاینده که عملا این نوع تحقیق را که نیاز به سرشماری دارد امکان ناپذیر میکند! حالا معیار این عدد چیست؟
و همین سوالات در زمینه سایر اعداد و ارقام مرتبط با ایمیل قابل طرح است و مهمتر از همه ارایه عدد و رقم ایمیلهای اسپم است .همه می دانیم اگر اسپم ایمیلی باشد که بدون هدف و باقصد تبلیغ و یا تخریب به صندوق پستی شخصی ارسال می شود و در جاهای مختلف هر صندوق پستی جای میگیرند . حالا چگونه محقق مورد نظر این فرق را قایل شده است که کدام ایمیل اسپم است یا نه ؟
مورد دیگر در این اعداد و ارقام تعداد کابران اینترنت است که ۷۳ /۱بیلیون نفر اعلام شده است معلوم نیست منظور از کاربر چیست ؟ مثلا اگر فردی به اینترنت وصل می شود با هر هدفی این فرد کاربر محسوب می شود ؟ کسی که فقط بلد است به یاهو مسنجر وصل شود و فقط در فضاهای چت روم ها وقت خود را تلف میکند یک کاربر اینترنت است؟ معیار کاربر اینترنت بودن چیست؟
البته چند چیز در این آمار قابل توجه هست
-توجه بیش از پیش به استفاده از عکس و فیلم متحرک در این رسانه چند وجهی است. به طوری که هر چه بیشتر جلو می رویم عکس و فیلم متحرک نقش پر رنگتری را به خود اختصاص می دهد
-و همین طور بیشترین سایتهایی که از چند عنصر در وبسایتهایشان نظیر عکس و فیلم و متن و ...بیشتر استفاده کرده اند در کشورهای توسعه یافته واقع شده اند و این شاخص خوبی است که بدانیم سرمایه گذاری اصلی و همین طور سود اصلی را در اینترنت چه کسانی به خود اختصاص می دهند.
و همین طور اینترنت رسانه ای است که زنان می توانند حضور پر رنگتری داشته باشند چرا که در این فضا به نظر میرسد از امنیت بیشتری برخوردار هستند و یا به عبارت دیگر بهتر می توانند فضا را کنترل کنند. و نقش خود را بهتر تعریف کنند!
امروز را هم با رفتن به امام زاده سید ابراهیم (ع) و حسینه اعظم شروع کردم و الان هم که می خواهم بروم به استانداری برای پیگیری نامه ها ی پیشنهادات ارایه شده که تا کنون جواب داده نشده است البته چهار شنبه رفتم پیش آقای خداوردی در معاونت برنامه ریزی گفتند که آقای فروزانمهر امضاء نکرده اند و رفتم پیش ایشان و ایشان هم داشتند به جلسه ای می رفتند و همین طور تا جلسه برسند یک توضیح نیم دقیقه ای دادم اما مثل اینکه باید بیشتر توضیح بدهم .و الان میرم تا ببینم چه میشود.
اما امروز مطالبی در این وبلاگ دیدم که بهتر دیدم در این مورد توضیح بدهم البته این نظر شخصی من است و ممکن است نیاز به تکمیل داشته باشد و یا ازنظر برخی درست هم نباشد ولی جواب کلی را مولانا داده است .
ما برون ننگریم و قال را ما درون را بنگریم حال را
این روزها برخی در مورد تغییر ظواهر جوانان مطالب زیاد می نویسند و این مورد در برخی قشرها خیلی با تغییرات سریع در حال اتفاق افتادن است نمونه اش همین روایتی است که در جامعه مشاهده نموده و آن را ارایه داده است
تغییر در جامعه با ورود یک نوع آوری در هر زمینه ای دچار انواع جابجایی ها می شود مخصوصا در حوزه اجتماع و فرهنگ به ویژه علم و هنر به دلیل موجه بودن برخی شاخصه های دارندگان آن ویژ گی زیاد محسوس است
به عبارت دیگر افراد وقتی چند شاخص را درفردی می بینند دیگر به دنبال توجیه عمیقی از رفتار فرد نمی گردند و بلافاصله با تفکر کمی از تبعات اون رفتار به سمت آن کشیده میشوند مخصوصا اگر قید و بند های دینی و اجتماعی زیادی هم بر آن مترتب نباشد
ارایش موهای دختران و پسران هم این گونه است کافی است مدلهایی تقلیدی این افراد را نگاهی بیاندازید هنر پیشه ها و ورزشکاران بیشترین اثر را در نوع پوشش و ارایش این افراد دارد ! چون این افراد از اقشاری هستند که در مدت کم به پول و شهرت رسیده اند و جوانان هم به دنبال پول و نام هستند و خیلی سریع می خواهند به مقصد برسند و چون فکر میکنند اگر از ظاهر این افراد تقلید کنند در هر حال در بخشی از شهرت و ظاهر آنها شریک هستند ( وصف العیش نصف العیش )
ازطرف دیگر نقص نظام فرهنگی اجتماعی ما را نشان میدهد که همراه با تغییرات جوامع در ارایه مدلهای جدید و عین حال منتاسب با تغییرات سریع نمی تواند خود را همپای دیگران جلو بکشد و در نتیجه نسل جدید این فاصله را با روی آوردن به دیگران جبران می کند
و از همه مهمتر نباید به برخی مدل ها زیاد حساسیت نشان داد چرا که سایر فرهنگها هم همه مضر نیستند به عبارت دیگر گاهی اوقات مدلی در فرم آرایش موها و پوشش مورد اقبال همگانی قرار میگیرد و این با ذائقه تنوع طلب بشر سازگاری دارد و فکر نکنیم حتما کسی که موی فلان و یا لباس بهمدان را دارد حتما به مبانی فکری ان مو و لباس هم گرایش دارد ! حضور همین جوانان به ظاهر با مدلهای آنچنانی را در مراسمهای شبهای احیا و ایام محرم را باید تاییدی بر این سخن گرفت و البته باید از این نقطه هم حداکثر استفاده را برای انس بیشتر همین جوانان با فرهنگ بومی شان را برد
و همین طور این نوع رفتار نشانگر نوعی خلاء در فرهنگ بومی هر کشوری است تا با مشاهده بروز ان نقاط کور موجود در فرهنگ باید سریع شناسایی شده و دراین زمینه چاره جویی صورت گیرد و به عبارت دیگر این تظاهرات بالینی یک آسیب اجتماعی و فرهنگی است که ممکن است ریشه ای در اعتقادات داشته باشد و یا فقط یک نوع گرایش زودگذر است . بنا براین زنگ خطر را این افراد بصدا در می اورند اما اصلی ترین بخش حادثه به برنامه ریزان و متولیان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه مربوط می شود که هر چه سریع تر نسبت به پر کردن شکاف حاصله اقدام کنند.
وهمین طور نباید با نگاه ظاهر بینانه به ظواهر چشم بدوزیم چرا که حرکتهای ضد جنگ و صلح طلبانه و امداد گری به محرومین و نیاز مندان در بیشتر جوامع وجود دارد و این نقطه مشترک همه بشریت است و می بینیم که همین افراد به ظاهر های متفاوت از نظر ما دارای روحیات انسانی بسیار رقیق تر از برخی مسلمانان هستند در این زمینه مشاهده کنیم اقدامات صلح طلبان اروپایی و دیگر نقاط جهان را در کمک به مردم فلسطین و غزه و زلزله زدگان بم و هائیتی را
در حالی که همین مسلمانان خیلی دارای ارج و قرب ظاهری همچین حساسیتی نسبت به این رویداد ها ندارند !!!!!!!!
تازه یه چیز جالب هم دیدم اون هم این بود که تعدادی توریست با دو تا ماشین های متوسط یعنی کوچیک تر از مینی بوس و برزگتر از وانت به شهر امده بودند تو این سرمای زنجان برای من تعجب داشت جالبه بدونین اینها با زن و بچه آمده اند و خانمهاشون داشتند تو پارک لباسهای بچه هاشون رو می شستند و همین طور این افراد خیلی ظاهر شون ساده بود و اصلا آرایش و نمی دونم لباسهای خیلی شیکی هم نداشتند. و همینطور حجابشون هم خوب بود تو شون جوان و پیر هم بود
می بینید ظاهر ما رو با ظاهر اونها !!!!
حالابرین وضع توریست های مارو از دیگر کشورها سراغ بگیرین من شنیدم وقتی هواپیماهای که ایرانی هار ا به کشورهای خارجی می برند همین که ایرانی ها (البته برخی هاشون نه همه !!)مطمئن می شوند از مرز هوایی ایران خارج شده اند حجاب و رعایت بعضی چیزها رو بیخیال می شند و کشف حجاب میکنند و خیلی چیزهای دیگه!!!!!!
فکر میکنید چرا ؟ بعضی ها حتی منتظر نمی مونند مثلا قدم به خاک کشور دیگه بذارند بعد مثلا همرنگ جماعت اونجا بشند؟! و یا مثلا این قدر یک روسری فشار و بار عاطفی داره که مثلا همون جا باید کنار بزارند ؟!
ای نام تو بهترین سراغاز بی نام تو نامه کی کنم باز
چرا بلاگ اسکای ؟
هر چه تو این سرویس های وبلاک نویسی گشتم که پسوند با مسمایی داشته باشد نیافتم یعنی یا آخرش فا مخفف فارسی با پرشین به معنی پارسی هست یا کلماتی که به نوعی تعلق ملی یا قومی و یا زبانی و یا مذهبی رو به دنبال داشت اما اسکای به معنی اسمان است اگر چه واژه بیگانه است اما معنی خوبی داره !
اسمان مشترک تمام بشریت در این کره خاکی است که همه با اون مانوس هستند وحی را به آسمان منتسب میکنند ؛ همه در زمان دعا دست هار ا به آسمان بلند میکنند و اسمان همیشه رمز آلود بوده و بشر همتایان خود را در آنسوی جهان بیکران در اسمان جستجو میکند
آسمان در هیچ حزب و جناح و گروهی نمی کنجد و هیچ حزب و گروه و جناحی نمی تواند آسمان را به خود اختصاص دهد
عیسی پیامبر به روایتی به اسمانها برده شد و اسمان جای پرنده هاست و همیشه ارزوی همه پرواز بوده است و.........
امروز بهانه ای شد تا من هم دستی پیوسته در دنیای وب نوشتار بزنم حقیقتا نمی خواهم دراینجا از آنچه که در مورد خاطرات روزانه بنویسم البته اینها بی ارتباط با فعالیتهای روزانه نیست امروز جمعه هست و کارهای معمولی رو انجام داده ام مثلا صبح رفته ام امام زاده سید ابراهیم (ع) و بعد ازاون حسینیه اعظم و بعد از اون هم خونه اومدم و خواهرم گفت که بروم برای مادرم قرص هاشو بگیرم چند روزی است که حالش خوب نیست بردند تهران باز اوردند و باز می خواهند ببرند این هفته تهران
خدا کنه زودی خوب شه تصور نبودش تو خونه برام خیلی دشواره تا اینکه واقعا اینگونه باشه ! و نفرت از کسانی که باعث این رویداد ها در خانواده ما شدند سراسر وجودم رو گرفته
تو این مدت این قدر فشار تحمل کردم که حد ندارد و الان هم حالم خوب نیست خیلی این چند روز ازخودم بدم اومده به خاطر حق خواهی که به نوعی توش ضرر رسانی به اعضای خانواده ام هم بوده که به هر حال احساس میکنم اونها در این میان در حال ضرر کردن بودند.
الان من هم کلیه ها و فکر کنم کبدم درد می کند باید یک سری ازمایش بدهم تا مطمئن شوم که مشگلی نیست وقتی شیرینی میخورم دردش زیاد میشه
خدا کنه که مسئله ای جدی نباشه